خرید بک لینک
روزهایی به یاد آمد که نباید... صحنه ای را دیدم که نشاید... و لحظه هایی که باید...

برچسب: نویسنده: آروین صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 5 بهمن 1399 ساعت: 2:36

"داغ" را شمع بر افروخته میداند و من
آنكه یك عمر دلش سوخته میداند و من

پاكدامانم و این را فقط آنكس كه به لطف
وصله بر پیرهنم دوخته میداند و من

حال و روز من دلباخته ی غمزده را
آنكه جز "هیچ" نیندوخته میداند و من

خطر فتنه ی چشمان تو را آنكه به تو
اینچنین دلبری آموخته میداند و من

هركه از داغ لبت سوخته با من طرف است
آنطرف هركه لبش سوخته میداند و من

پ.ن: نزدیک دهمین سال نوشتن وبلاگ...

برچسب: نویسنده: آروین صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 5 بهمن 1399 ساعت: 2:36

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۸ توسط بهامین گفتی بگو که در چه خیالی و حال چیست؟ما را خیال توست... تو را در خیال چیست؟!.جانم به لب رسید چه پرسی ز حال من؟چون قوت جواب ندارم، سوال چی

برچسب: نویسنده: آروین صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 5 بهمن 1399 ساعت: 2:36

من در پی رد تو کجا و تو کجاییدنبال تو دستم نرسیده است به جاییای « بوده » که مثل تو نبوده است، نگو هستای « رفته » که در قلب منی گرچه نیایی...این عشق زمینی است که آغاز صعود استپایبند « هوس » نیستم ای عش

برچسب: نویسنده: آروین صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 5 بهمن 1399 ساعت: 2:36

صفحه بندی